تبليغاتX
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد



دانلود رایگان کتاب - آرشیو 1395/5

رمز خود را فراموش کرده ام ! ثبت نام جدید

دانلود رایگان کتاب خانه های شهر ری غلامحسین ساعدی

غلامحسین ساعدی معروف به گوهرمراد متولد شنبه ۱۳ دی ۱۳۱۴ در تبریز یکی از نویسندگان بززرگ معاصر ایران است. فیلم معروف گاو که موفقیتی جهانی یافت از داستان گاو او در مجموعه عزاداران بیل ساخته شده‌است. وی نویسندگی را از سن ۱۶ سالگی آغاز کرد و سال‌های زیادی را به نمایش‌نامه‌نویسی و داستان‌نویسی فارسی گذراند. وی در روز شنبه ۲ آذر ۱۳۶۴ در پاریس درگذشت و در گورستان پرلاشز در کنار صادق هدایت به خاک سپرده‌ شد.


دانلود





برچست ها :
نظرات : 0 بازدید : 1
     
print

دانلود رایگان کتاب محاکمه نوشته کافکا ترجمه اعلم



محاکمه یک داستان زیبا نوشته فرانتس کافکا می باشد. پیشتر در مورد این نویسنده مطالبی ارائه شد. سخن را کوتاه کرده و شما را به خواندن این داستان زیبا فرا می خوانیم. 





دانلود







برچست ها :
نظرات : 0 بازدید : 9
     
print

دانلود رایگان کتاب میهمان مردگان نوشته کافکا ترجمه صادق هدایت



میهمان مردگان یک داستان زیبا نوشته فرانتس کافکا می باشد. پیشتر در مورد این نویسنده مطالبی ارائه شد. سخن را کوتاه کرده و شما را به خواندن این داستان زیبا فرا می خوانیم. 






دانلود





برچست ها :
نظرات : 0 بازدید : 0
     
print

دانلود رایگان کتاب مسخ نوشته کافکا ترجمه صادق هدایت

مسخ یک داستان زیبا نوشته فرانتس کافکا می باشد. پیشتر در مورد این نویسنده مطالبی ارائه شد. سخن را کوتاه کرده و شما را به خواندن این داستان زیبا فرا می خوانیم. 



دانلود



برچست ها :
نظرات : 0 بازدید : 0
     
print

دانلود رایگان کتاب جلو قانون نوشته کافکا ترجمه صادق هدایت

جلو قانون یک داستان کوتاه نوشته فرانتس کافکا می باشد. پیشتر در مورد این نویسنده مطالبی ارائه شد. سخن را کوتاه کرده و شما را به خواندن این داستان زیبا فرا می خوانیم. 


دانلود


برچست ها :
نظرات : 0 بازدید : 1
     
print

دانلود رایگان هنرمند گرسنگی از فرانتس کافکا

هنرمند گرسنگی داستانی تامل برانگیز از فرانتس کافکا
دانلود


در داستان هنرمند گرسنگی قهرمان داستان کسیه که دائم در حال روزه ست.نه چیزی می خوره نه چیزی مینوشه و در ابتدا گمان می کنیم که این کارو برای این انجام میده تا مردمی که به دیدنش میان اونو تشویق کنن و هر چند روزی که به این مدت روزه گرفتن اضافه میشه مردم بیشتر تحسینش می کنن.اما در انتها می بینیم که ایدئولوژی فرد روزه گیر اصلا این نبوده که تعریف و تمجید بشنوه.شاید هم در ابتدا اینطور بوده ولی در انتها نظرش کلا بر می گرده.البته این داستان یکی از داستانهای کتا داستان کوتاه فرانتس کافکا ترجمه حداده و خودش کتاب مجزایی نیست.ضمنا نقدی از هنرمند گرسنگی رو در زیر آوردم که خوندنش خالی از لطف نیست:


در داستانِ هنرمندِ گرسنگی اثرِ کافکا مفهومِ گرسنگی نه به عنوانِ عملی که ناشی از تحملِ رنج و نمایشِ استقامت است، که به عنوانِ امری ناگزیر که شقِ دیگری برای آن متصور نمی­ توان شد به اجرا درمی­ آید. سقفِ مدت زمانِ در نظر گرفته شده برای تحملِ گرسنگی چهل روز برآورد شده، اما این مدت زمان نه به خاطرِ مراعاتِ حالِ هنرمندِ گرسنگی یا نگرانی از سلامتِ او، که به دلیلِ استقبالِ رو به افولِ تماشاگران پس از روزِ چهلم تعیین شده. در واقع تنها کسی که از تکرارِ این نمایش هرگز کسل نمی شود، خودِ هنرمندِ گرسنگی است. برای هنرمندِ گرسنگی هیچ چیز هولناک­ تر از این نیست که گرسنگی از او دریغ شود. نگهبانانی که شبانه روز پای قفسِ او کشیک می­ دهند و گاه فرصتی در اختیارش می ­گذارند تا دور از چشمِ آن ­ها چیزی بخورد، رنج­ اش می­ دهند. سوءِ ظنِ آن ­ها به سلامتِ نمایش عذاب اش می ­دهد. آخر او آن ­قدر نومید است که نه توانِ این را دارد از این امیدوارتر باشد و نه نومیدتر. بدترین لحظه برای او زمانی است که پس از چهل روز از قفس­ بیرونش می ­آورند تا اندامِ نحیف ­اش را به نشانۀ پیروزی به حضار نشان دهند. پس از سال ­ها که دیگر تماشای این نمایش برای کسی جذابیتی ندارد، او همچنان ادامه می ­دهد، چنان ­که آخرین دیالوگ ­هایش وقتی از میانِ توده ­های کاه بیرونش می ­کشند، چنین است: «همیشه دوست داشتم اراده ام در تحملِ گرسنگی را تحسین کنید.» سرپرست به نرمی گفت: «البته که تحسین می ­کنیم.» هنرمندِ گرسنگی گفت: «ولی نباید تحسین کنید.» سرپرست گفت: «در این صورت تحسین نمی ­کنیم. ولی چرا نباید تحسین کنیم؟» هنرمندِ گرسنگی گفت: «چون من مجبورم گرسنگی را تحمل کنم، جز این چاره ­ای ندارم. [...] چون غذای بابِ میلِ خود را پیدا نمی ­کنم. مطمئن باش اگر پیدا می ­کردم، مثلِ تو و دیگران بی کم­ ترین های و هوی شکمی از عزا درمی ­آوردم.

نام كتاب: داستان کوتاه

نويسنده: فرانتس کافکا

مترجم: علی اصغر حداد


برچست ها :
نظرات : 0 بازدید : 60
     
print

دانلود ده داستان کوتاه از فرانتس کافکا


نام کتاب : ده داستان کوتاه از فرانتس کافکافرانتس کافکا

نویسنده : فرانتس کافکا

ناشر : ناشناس

زبان کتاب: پارسی

تعداد صفحه : ۸

قالب کتاب : PDF


دانلود کتاب


توضیحات :
فرانتس کافکا (۳ ژوئیه، ۱۸۸۳ – ۳ ژوئن، ۱۹۲۴) یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان آلمانی‌زبان در قرن بیستم بود. آثار کافکا ـ که با وجود وصیت او مبنی بر نابود کردن همه آنها، اکثراً پس از مرگش منتشر شدند ـ در زمره تأثیرگذارترین آثار در ادبیات غرب به شمار می‌آیند. کتاب پیش رو شامل ده عدد از کوتاه ترین داستانهای او می باشد که بسیار جالب، خواندنی و عبرت انگیز است.

کافکا در یک خانوادهٔ آلمانی‌زبان یهودی در پراگ به دنیا آمد. در آن زمان پراگ مرکز بوهم بود، سرزمینی پادشاهی متعلق به امپراتوری اتریش - مجارستان. او بزرگ‌ترین فرزند خانواده بود و دو برادر کوچک‌تر داشت که قبل از شش سالگی فرانتس مردند و سه خواهر که در جریان جنگ جهانی دوم در اردوگاه‌های مرگ نازی‌ها جان باختند.

پدرش بازرگان یهودی و مادرش زنی متعصب بود. رفتار مستبدانه و جاه‌طلبانهٔ پدر چنان محیط رعب‌انگیزی در خانواده به وجود آورده بود که از کودکی سایه‌ای از وحشت بر روح کافکا انداخت و در سراسر زندگی هرگز از او دور نشد و شاید همین نفرت از زندگی در کنار پدری سنگدل موجب شد که کافکا ابتدا به مذهب پناه برد.[۳]

کافکا زبان آلمانی را به عنوان زبان نخست آموخت، ولی زبان چکی را هم کم‌وبیش بی‌نقص صحبت می‌کرد. همچنین با زبان و فرهنگ فرانسه نیز آشنایی داشت و یکی از رمان‌نویسان محبوبش گوستاو فلوبر بود. آموزش یهودی او، به جشن تکلیف در سیزده سالگی و چهار بار در سال به کنیسه رفتن با پدرش محدود بود.

کافکا در سال ۱۹۰۱ دیپلم گرفت، و سپس در دانشگاه جارلز پراگ شروع به تحصیل رشتهٔ شیمی کرد، ولی پس از دو هفته رشتهٔ خود را به حقوق تغییر داد. این رشته آیندهٔ روشن‌تری پیش پای او می‌گذاشت که سبب رضایت پدرش می‌شد و دورهٔ تحصیل آن طولانی‌تر بود که به کافکا فرصت شرکت در کلاس‌های ادبیات آلمانی و هنر را می‌داد. کافکا در پایان سال نخست تحصیلش در دانشگاه با ماکس برود آشنا شد که به همراه فلیکس ولش روزنامه‌نگار—که او هم در رشتهٔ حقوق تحصیل می‌کرد—تا پایان عمر از نزدیک‌ترین دوستان او باقی ماندند. کافکا در تاریخ ۱۸ ژوئن ۱۹۰۶ با مدرک دکترای حقوق فارغ‌التحصیل شد و یک سال در دادگاه‌های شهری و جنایی به عنوان کارمند دفتری خدمت وظیفهٔ بدون حقوق خود را انجام داد.

کافکا در ۱ نوامبر ۱۹۰۷ به استخدام یک شرکت بیمهٔ ایتالیایی به نام Assicurazioni Generali درآمد و حدود یک سال به کار در آنجا ادامه داد. از نامه‌های او در این مدت برمی‌آید که از برنامهٔ ساعات کاری—شش صبح تا هشت شب—ناراضی بوده؛ چون نوشتن را برایش سخت می‌کرده‌است. او در ۱۵ ژوئیهٔ ۱۹۰۸ استعفاء داد و دو هفته بعد کار مناسب‌تری در مؤسسهٔ بیمهٔ حوادث کارگری پادشاهی بوهم پیدا کرد. او اغلب از شغلش به عنوان «کاری برای نان در آوردن» و پرداخت مخارجش یاد کرده است. با این وجود، او هیچ‌گاه کارش را سرسری نگرفت و ترفیع‌های پی‌درپی نشان از پرکاری او دارد. در همین دوره او کلاه ایمنی را اختراع کرد، و به دلیل کاهش تلفات جانی کارگران در صنایع آهن بوهم و رساندن آن به ۲۵ نفر در هر هزار نفر، یک مدال افتخار دریافت کرد. (همچنین وظیفهٔ تهیهٔ گزارش سالیانه نیز به او واگذار شد و گفته می‌شود چنان از نتیجهٔ کارش راضی بود که نسخه‌هایی از گزارش را برای خانواده و اقوامش فرستاد) هم‌زمان کافکا به همراه دوستان نزدیکش ماکس برود و فلیکس ولش که سه نفری دایرهٔ صمیمی پراگ را تشکیل می‌دادند فعالیت‌های ادبی خود را نیز ادامه می‌داد.

کافکا از ۱۹۱۰ به نوشتن یادداشت‌های خصوصی که اثری هم در شناخت شخصیت و زندگی او به شمار آمد پرداخت و تا پایان زندگی آن را ادامه داد که ترس از بیماری، تنهایی، شوق فراوان به ازدواج و در عین حال هراس از آن، کینهٔ به پدر و مادر و احساس‌های گوناگون خویش را در آن منعکس ساخته.[۶]

در سال ۱۹۱۱ کارل هرمان همسر خواهرش اِلی، به کافکا پیشنهاد همکاری برای راه‌اندازی کارخانهٔ پنبهٔ نسوز پراگ، هرمان و شرکا را داد. کافکا در ابتدا تمایل نشان داد و بیشتر وقت آزاد خود را صرف این کار کرد. در این دوره با وجود مخالفت‌های دوستان نزدیکش از جمله ماکس برود —که در همهٔ کارهای دیگر از او پشتیبانی می‌کرد— به فعالیت‌های نمایشی تئاتر ییدیشهم علاقه‌مند شد و در این زمینه نیز کارهایی انجام داد.

کافکا در سال ۱۹۱۲ در خانهٔ دوستش ماکس برود، با فلیسه بوئر (Felice Bauer) که در برلین نمایندهٔ یک شرکت ساخت دیکتافون بود آشنا شد. در پنج سال پس از این آنها نامه‌های بسیاری برای هم نوشتند. کافکا اغلب خنده‌رو و اجتماعی بود اما در زندگی شخصی و روابطش زیاد موفق نبود، به طوری که پس از دوبار نامزدی با فلیسه، در سال ۱۹۱۷ رابطه آن‌ها به پایان رسید. رابطه بعدی کافکا با دختری به نام دورا دایامنت (Dora Diamant) بود. کافکا و دورا ریشه‌های یهودی داشتند و طرفدار سوسیالیسم بودند بنابراین خیلی زود تصمیم گرفتند که رابطه نزدیکتری با هم ایجاد کنند و در برلین با یکدیگر هم‌خانه شدند.[۷]

کافکا در سال ۱۹۱۷ دچار بیماری سل شد و ناچار شد چندین بار در دورهٔ نقاهت به استراحت بپردازد. در طی این دوره‌ها خانواده به خصوص خواهرش اُتا مخارج او را می‌پرداختند. در این دوره، با وجود ترس کافکا از این که چه از لحاظ بدنی و چه از لحاظ روحی برای مردم نفرت‌انگیز باشد، اکثراً از ظاهر پسرانه، منظم و جدی، رفتار خونسرد و خشک و هوش نمایان او خوششان می‌آمد.

کافکا در اوائل دههٔ ۲۰ روابط نزدیکی با میلنا ینسکا نویسنده و روزنامه‌نگار هموطنش پیدا کرد. در سال ۱۹۲۳ برای فاصله گرفتن از خانواده و تمرکز بیشتر برنوشتن، مدت کوتاهی به برلین نقل مکان کرد. آنجا با دوریا دیامانت یک معلم بیست و پنج سالهٔ کودکستان و فرزند یک خانوادهٔ یهودی سنتی ـ که آن قدر مستقل بود که گذشته‌اش در گتو را به فراموشی بسپارد ـ زندگی کرد. دوریا معشوقهٔ کافکا شد و توجه و علاقهٔ او را به تلمود جلب کرد.[۹]

گور کافکا در گورستان ژیژکوف پراگ.

عموماً اعتقاد بر این است که کافکا در سراسر زندگیش از افسردگی حاد و اضطراب رنج می‌برده‌است. او همچنین دچار میگرن، بی‌خوابی،یبوست، جوش صورت و مشکلات دیگری بود که عموماً عوارض استرس و نگرانی روحی هستند. کافکا سعی می‌کرد همهٔ اینها را با رژیم غذایی طبیعی، از قبیل گیاه‌خواری و خوردن مقادیر زیادی شیر پاستوریزه نشده (که به احتمال زیاد سبب بیماری سل او شد[۱۰]) برطرف کند. به هر حال بیماری سل کافکا شدت گرفت و او به پراگ بازگشت، سپس برای درمان به استراحتگاهی در وین رفت، و در سوم ژوئن ۱۹۲۴ در همان‌جا درگذشت. وضعیت گلوی کافکا طوری شد که غذا خوردن آن قدر برایش دردناک بود نمی‌توانست چیزی بخورد، و چون در آن زمان تغذیه وریدی هنوز رواج پیدا نکرده بود راهی برای تغذیه نداشت، و بنابراین بر اثر گرسنگی جان خود را از دست داد. بدن او را به پراگ برگرداندند و در تاریخ ۱۱ ژوئن ۱۹۲۴ در گورستان جدید یهودی‌ها در ژیژکوف پراگ به خاک سپردند.


از میان آثار کافکا ده داستان به شرح زیر بهانه است برای گشت و گذار در دنیای اندیشه‌های معاصر جهان. این ده داستان عبارتند از:
درباره تمثیل، پنجره رو به خیابان، درخت‌ها، خاموشی سیرن‌ها، دوستی، جلو قانون، قصه کوچک، ناخدا، لاشخور، خارپیچ سوزان.


برچست ها :
نظرات : 0 بازدید : 3
     
print

دانلود رایگان تاریخ تمدن ویل دورانت به صورت کامل در یک پی دی اف

تاریخ تمدن (به انگلیسی: The Story of Civilization) نام مجموعه کتابی ۱۱ جلدی است که ویل دورانت به‌همراه همسرش آریل دورانتدربارهٔ تاریخ زندگی انسان از دوران پیش از تاریخ تا پایان سدهٔ هجدهم نوشته‌اند.


دانلود


این مجموعه ناتمام است. دورانت و همسرش قصد داشتند نگارش آن را تا تاریخ معاصر غرب (تا سال ۱۹۳۳) ادامه دهند، اما با مرگ تقریباً هم‌زمان آنان، مجموعهٔ تاریخ تمدن تا جلد ۱۱، که اختصاص به دوران ناپلئون دارد، پیش رفت.

در ۶ جلد نخست این مجموعه نام ویل دورانت به‌عنوان نویسنده آمده‌است و آریل دورانت ویراستار است، ولی در جلدهای بعدی هر دو نویسنده هستند.

سبک تاریخ‌نگاری در کتاب

ویل دورانت در این اثر به‌جای پرداختن به جنبه‌ای خاص از تاریخ، نگاهی تحلیلی به جوانب مختلف تاریخ بشریت دارد. او در پیش‌گفتار جلد نخست این مجموعه، در این باره چنین بیان داشته‌است: «... مدت مدیدی است که من به این عقیده رسیده‌ام که طریقهٔ نوشتن تاریخ به شکل قسمت‌های مجزا از یکدیگر، که من آن را ترتیب طولی نام می‌دهم (مانند تاریخ اقتصادی، تاریخ سیاسی، تاریخ مذهبی، تاریخ فلسفه، تاریخ ادبیات، تاریخ علوم، تاریخ موسیقی، و تاریخ هنر)، حق وحدت زندگانی بشری را ادا نمی‌کند، و تاریخ در عین حال که به‌صورت طولی نوشته می‌شود باید متفرعاتی هم داشته‌باشد، و جنبهٔ ترکیبی و تحلیلی هر دو باید مراعات شود؛ تاریخ وقتی به صورت کمال مطلوب نزدیک خواهد شد که مورخ، برای هر دورهٔ تاریخی، صورت کاملی از سازمان‌ها و حوادث و طرق زندگی را که از مجموع آنها فرهنگ یک ملت ساخته می‌شود رسم کند...».

جلد اول: مشرق زمین، گاهوارهٔ تمدن (۱۹۳۵)[ویرایش]شکل‌گیری تمدنعوامل کلی تمدنعوامل سیاسی تمدنعوامل اخلاقی تمدنعوامل عقلی و روحی تمدنماقبل تاریخ و آغاز مدنیتخاور نزدیکسومرمصربابلآشوراختلاط نژادهاقوم یهودپارسهند و همسایگانشبنیادهای هندیبودااز اسکندر تا اورنگ زیبزندگی مردمبهشت خدایانزندگی جانادبیات هندهنر هندیموخرهٔ مسیحیخاور دورعصر فیلسوفانعصر شاعرانعصر هنرمندانمردم و دولتانقلاب و تجدید حیاتژاپنبنیادگذاران ژاپنمبانی سیاسی و اخلاقیاندیشه و هنر در ژاپن باستانژاپن نوجلد دوم: یونان باستان (۱۹۳۹)جلد سوم: قیصر و مسیح (۱۹۴۴)جلد چهارم: عصر ایمان (۱۹۵۰)جلد پنجم: رنسانس (۱۹۵۳)جلد ششم: اصلاح دین (۱۹۵۷)جلد هفتم: آغاز عصر خرد (۱۹۶۱)جلد هشتم: عصر لویی چهاردهم (۱۹۶۳)جلد نهم: عصر ولتر (۱۹۶۵)جلد دهم: روسو و انقلاب (۱۹۶۷)جلد یازدهم: عصر ناپلئون (۱۹۷۵)


برچست ها :
نظرات : 0 بازدید : 1
     
print